X
تبلیغات
غــــریـب

علمدار جبهه :: حاج حسین خرازی
درمکه مکرمه کنار حرم امن الهی و در طواف عشق به دور خانه خدا دعاگوی شماهستم



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم فروردین 1393 توسط دلسوخته ی کربلا
درحرم باصفای نبوی وقبرستان سراسر غربت ائمه مظلوم بقیع دعاگویتان هستم

نوشته شده در تاريخ یکشنبه هفدهم فروردین 1393 توسط دلسوخته ی کربلا

سلام دوستان بزرگوار

به شهر سبز صلوات که رسیدم روبه گنبدخضرای نبوی به یادشماسلامی خواهم داد ، ودر پشت پنجره های دیوار بقیع درآن لحظاتی که چشمم گریان برای غربت ائمه بقیع شددعاگویتان خواهم بود

به جای شما زمزم می نوشم و سعی می کنم تا ازصفای کعبه قطره ای سوغات بیاورم تا شما نیز از لذت طواف سرمست شوید.

حلالیت شکوفه کمیابی است که در واچسین دقایق دیدار سر باز می کند.

اگرخدابخواهد وبطلبد راهی خانه خداو زیارت نبوی وقبرستان بقیع هستم و در آنجا اگر لایق باشم عکس یادتان را قاب خواهم گرفت ودر سرزمین وحی دعاگویتان خواهم بود.

حلالم کنید ...



نوشته شده در تاريخ شنبه نهم فروردین 1393 توسط دلسوخته ی کربلا
یامقلب القلوب والابصار،یامدبراللیل والنهار،یامحول الحول والاحوال،حول حالنا الی احسن الحال

ایام ، سخن ز جان ما می گوید                                       نوروز هم از زبان ما می گوید

امسال بهارِ روضه فاطمیه است                                       دیوار و در از نهان ما می گوید

سلام علیکم

امسال هم با همه فراز ونشیبهای خودش به پایان رسید ودر آستانه سال نو قرار گرفتیم...

نمی دونم چطور وبا چه وضعیتی امسال رو گذروندیم اما مهم اینست که یکسال دیگر از عمر ماگذشت اما بازهم چگونه وچطور وبا چه کیفیتی ،هرکس خودش میدونه واعمالش...

اما مهم ترین حرفم اینجاست که یکسال از عمر ماگذشت وآقاومولامون نیومد...

امسال نوروز مقارن شده است با ایام حزن واندوه آل الله (ایام فاطمیه) که برما وظیفه است که حرمت این ایام حزن واندوه راداشته باشیم چونکه ایام فاطمیه ریشه در اعتقادات ودین ومذهب ماداره وباید به این دیدنگاه کرد درست در ایامی که بی بی دوعالم زهرای مرضیه(س) در بستر بیماری که در نهایت منجر به شهادت این بزرگوار می گردد چطور می شود شادی کرد درحالی که حسینین(ع) وزینبین(س)در غم واندوه مادرشان قرار دارند و اول مظلوم عالم علی(ع) داغدار مصیبت همسرش قرارگرفته...

ودر پایان امیدوارم که سال جدید سالی همراه با سلامتی وبهروزی،طراوت وشادکامی،عزت وکامیابی در پرتو الطاف خداوندی برای همه مردم ایران و همسنگرای عزیزم باشد و از خدای متعال خواستاریم که امسال را سال فرج مولای عزیزمان قراردهد و خواهانیم باخواندن دعای تحویل سال ، تحولی در باطن وظاهر ما قرار دهد...


اللهم عجل لولیک الفرج



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392 توسط دلسوخته ی کربلا
بايد به آنانى كه بر غم و اندوه باطنى خود و هر چيزى ديگر مى گريند، گفته شود كه شايسته است بيشتر بر كسى كه از نفس خود غافل است و در شهوات حقير و پست و فرومايه اى كه او را به بدبختى و گمراهى مى كشانند فرو رفته است ، گريه و زارى كنند. شهوات و اميالى كه طبع او را به طبع بهايم مايل مى گردانند و از او بخواهند كه به اين امر شريف اشتغال جويد و خالصانه به آن پرداخته ، تا توان دارد به تزكيه و پالايش خود اقدام نمايد. چه پاكى و طهر حقيقى ، پاكى نفس است ؛ نه پاكى ظاهرى و جسمانى . از اين رو شخص عالم و حكيم ميرزا، كه خداى خود را عبدى فرمانبردار بوده ، ولى بدنش به بوى بد آلوده است ؛ حتى در نظر جاهلان نيز، از نادانى كه ظاهر خود را به مشك و عنبر معطر نموده است ، بهتر است از فضيلت شخص ‍ متعبد كه از دنيا و لذات دنى آن احتراز مى جويد، اين است كه همه جاهلان و نابخردان ، و بزرگوارى اش اعتراف دارند و بدو احترام مى گذارند و شادمان مى گردند خطاى شان را بدانان ، تذكر دهد؛ جز آن كس كه خود را مسخره كرده باشد. پس اى انسان جاهل ! آيا نمى دانى كه اقامتت در اين عالم همچو لحظه اى ، سپرى خواهد شد،و آن گاه به عالم حقيقى خواهى رفت و در آن جا، جاودانه خواهى ماند؟!. (161)


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه شانزدهم بهمن 1392 توسط دلسوخته ی کربلا
شيخ بهايى (رحمة الله ) در كتاب نفيسش موسوم به اربعين ، حديثى از امام باقر (ع ) نقل كرده كه : شخصى به نام شيبه هذلى نزد پيغمبر (ص ) آمد و گفت : اى رسول خدا! من پير شده ام و سن من بالا رفته است و مرا توانايى به عمل نماز و روزه و حج و جهاد كه خود را به آنها عادت داده ام نمانده است ، پس اى رسول خدا! دستورى سبك يادم ده تا خداى مرا از آن بهره رساند. پيغمبر (ص ) فرمود: گفتارت را دوباره بازگو كن ! شيبه سه بار سخنش را بازگو كرد. رسول خدا (ص ) گفت : در گرداگرد تو درخت و كلوخى نيست مگر اين كه از رحمت تو به گريه افتاد. چون نماز صبح را گزاردى ، ده بار بگو: سبحان الله العظيم و بحمده و لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم كه البته خداى عزوجل تو را به گفتن آن از كورى و ديوانگى و بيمارى خوره و تنگدستى و نادارى و رنج پيرى نگاه مى دارد. شيبه مى گفت : اى رسول خدا! اين از براى دنياى من است ، از براى آخرت چه بايد كرد؟ رسول خدا (ص ) فرمود: بعد از هر نماز مى گويى : اللهم اهدنى من عندك ، و اءفض على من فضلك ، وانشر على من رحمتك و اءنزل على من بركاتك . شيبه اين كلمات را بگرفت و برفت . پس رسول خدا (ص ) فرمود: اگر بدين دستور عمل كند و به عمد آن را ترك نگويد، دهاى هشتگانه بهشت به رويش گشوده شود، از هر كدام كه خواهد داخل بهشت شود. (137)


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه شانزدهم بهمن 1392 توسط دلسوخته ی کربلا

در كافى است كه فضيل بن عثمان مرادى گويد از ابوعبدالله ، امام صادق عليه السلام شنيده است . رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: چهار خصلت است كه در هر كه باشد در وقت ورود به بارگاه خداوند، پس از آن ديگر او را هلاكتى نيست جز آنكه شايسته هلاكت باشد و آن عبارت است از اين كه بنده همت به كارى نيك بندد كه آن را به انجام رساند. چنانچه آن را به انجام نرساند، خداى برايش (به سبب نيت نيكش ) حسنه اى بنويسد، و چنانچه آن را انجام دهد، خداى برايش ده حسنه بنويسد، و چنانچه همت به كارى زشت بندد كه آن را به انجام رساند؛ پس چنانچه آن را به انجام نرساند، چيزى بر او نوشته نشود، و اگر آن را انجام دهد، هفت ساعت بدو مهلت داده شده ، فرشته كاتب حسنات ، كاتب سيئات را كه بر جانب چپ است گويد: شتاب مكن كه شايد عمل زشتش را به عملى نيك دنبال كند كه آن را پاك سازد؛ چه خداى عزوجل فرمايد: (ان الحسنات يذهبن السيئات ) (118) و يا بخشش طلبد؛ پس اگر گويد: استغفر الله الذى لا اله الا هو، عالم الغيب و الشهادة العزيز الحكيم الغفور الرحيم ذو الجلال و الاكرام و اتوب اليه ، چيزى بر او نوشته نشود. چنانچه هفت ساعت بگذرد و نه حسنه اى انجام دهد و نه آمرزش طلبد، كاتب حسنات ، كاتب سيئات را گويد: بنويس گناه را بر اين نگون بخت محروم !



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه شانزدهم بهمن 1392 توسط دلسوخته ی کربلا

دگر به پيكر مرغان عشق بالي نيست                  ميان محفل عشاق شورووحالي نيست

خوشم كه عاشق وديوانه حسين هستم                   به روزحشر زديوانگان سوالي نيست

من ازجواب وسوال كسي نمي ترسم             كه هركه عشق توراداشت دست خالي نيست

روزها رفت وگذشت ودراندیشه بازآمدنت ، روزها طی شد ومرد!

ونگاهم هرروز ، بازهم باهمه شوق،کوچه راپائید.

مثل آن روزکه می آمدی از دور... دریغ!

دل من در غم هجران توای خوبترین،چه بگویم،چه کشید ...

آه یکسال گذشت...

دم دمای غروب روزجمعه 24 ذی الحجه بود که تازه وارد کربلا شده بودم موبایلم زنگ خورد و یک نفر اونطرف خط گفت حاجی مرتضی سهیل رفت تو کما وبرای شفاش دعاکنید و من که این حرف روشنیدم بهت زده و ناخودآگاه اشک از چشمام جاری شد و از قزوین جویای حالش شدم که گفتن صحت داره وفقط ازدست خدا کارساخته و این گذشت تااینکه محرم فرارسید وتاشب تاسوعا امید به برگشت مرتضی داشتیم که خبرفوتش رادادن وازرفتنش داره يكسال میگذره رفتنی که نشان از این بود که ارباب خوب مزد نوکریش را داد و چه روزی هم که (زبسکه عاشق عباس بود روزتاسوعا / می از سبوی خوش ساقی دلاور زد)

  هیچ وقت این جملش رو یادم نمی ره ،وقت رفتن من به کربلا ومرتضی سلیمانی به مشهد که گفتم مرتضی برای محرم مطلبی آماده نکردیم روبه ما کرد و گفت خیالتون راحت باشه من دارم دفترچه ای آماده می کنم وبه دستت می رسونم والآن داره یک سال از دوري يكي از بهترين عاشقا و نوكراي بااخلاص اهل بيت (ع) ميگذره، توي اين يك سال ساعت ودقيقه اي از ذهنم نگذشت كه به يادمرتضي سهيل نباشم ، واقعا جاي اين ذاكر توي جمع بچه هيئتيا خاليه ، خيلي وقتا بدجور دلم براش تنگ ميشه براصداي قشنگش،براحرفاي زيبايي كه ميزد اما چكنيم كه بايد در برابر حكمتهاي حق تعالي سرتعظيم خم كينم و راضي باشيم به رضاي خداوند ، براي من كه جاي داداشم بود خيلي سخت ميگذره ... بايد در برابر اين غم بزرگ صبر كرد و با ياد وخاطرات آن بزرگوار زندگي كرد...

اما صحبت آخرم اينه كه به نظر من جاي مرتضي عزيز در كنار ارباب بي كفنش خيلي بهتر ازماها است داداش براي عاقبت به خيري ماواينكه تا آخر عمر در ركاب سيدالشهداباشيم دعاكن...



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هشتم آبان 1392 توسط دلسوخته ی کربلا
مطلبى بسيار گرانقدر و ارزشمند را فارابى در رساله اطلاعات عقل ، و ملاصدرا در اسفار (82) عنوان فرموده اند كه شاءنيت و قابليت نفس اين است كه عاقل و مدرك همه موجودات گردد و علم بدان ها تحصيل كند. و شاءن همه موجودات نيز اين است كه معقول و معلوم وى گردند، پس از تو حركت و از خدا بركت ! علاوه اين كه فارابى را كلامى كوتاه و بسيار بلند است قريب به اين مفاد و مضمون كه هيچ نبودى و هيچ نداشتى و اكنون اين همه سرمايه دارى ، حالا كه بال و پر در آوردى چرا به سوى بالاتر پرواز نمى كنى ؟ يعنى هرگاه عقل هيولانى هيچ ندانى به مقام عقل بالفعل رسيد كه دانا و خوانا و گويا و شنوا شده است ، هر گاه اين عقل بالفعل بدين مرتبه رسيده عالمى بوالعجب گردد و به مراتب و درجاتى فوق العاده رسد، چه جاى استعاد؟ و اءن ليس للانسان الا ما سعى . (83) (84)



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه شانزدهم بهمن 1392 توسط دلسوخته ی کربلا
حديث آن قدوه عالميان امام باقر (ع ) را در اقسام قلب زينت و زيور اين گرامى نامه قرار مى دهيم : القلوب ثلاثة منكوس لا يعى شيئا من الخير و هو قلب الكافر، و قلب فيه نكتة سوداء فالخير و الشر فيه . يعتلجان فاءيهما كانت منه غلب عليه ، و قلب مفتوح فيه مصابيح تزهر ولا يطفا نوره الى يوم القيمة و هو قلب المؤ من ؛ (68) ترجمه حديث شريف به اختصار اين كه : دل ها سه گونه اند: دل سرنگون كه هيچ خيرى را نگاه نمى دارد و آن دل كافر است ؛ ولى دلى كه در آن خجكى (نقطه اى ) سياه است ، خير و شر در آن كشتى و كشمكش اند، پس ‍ هر كدام از آن دو، شده است همان بر وى چيره خواهد شد و دلى كه گشوده است ، در آن چراغ هايى مى درخشند و تا روز رستاخيز خاموش نمى شوند و آن دل مؤ من است . دل بينا مى بايد تا درباره دل سخن بگويد، اين كوردل چه بگويد. خداوند متعال توفيق تحصيل قلب سليم مرحمت بفرمايد كه يوم لا ينفع مال ولا بنون الا من اتى الله بقلب سليم در پيش داريم . در خاتمه با عرض معذرت خواهش مى كنم دست از دلم بردار و دل به دست صاحبدلى بسپار!


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه شانزدهم بهمن 1392 توسط دلسوخته ی کربلا